در یک نظرسنجی که در ده دانشگاه تهران، شریف، امیرکبیر، خواجه نصیر، اصفهان، مشهد، شیراز، تبریز و آزاد واحد تهران(دو واحد) و در میان حدود 700 دانشجو انجام گرفته است؛ سؤالاتی پیرامون ماهیت انجمن اسلامی با محوریت انجمن مستقل انجام داده ایم.
قرارداد: برای راحتی در ادامه نوشته جریان اصلی انجمن های اسلامی(تحکیم) را "انجمن" و انجمن اسلامی مستقل را به اختصار "مستقل" می نامیم.
بدیهی است که پراکندگی درصدهای جواب به هر سؤال بر حسب دانشگاه، ارتباط رشته تحصیلی با مسائل سیاسی-اجتماعی، میزان فعالیت سیاسی دانشجو متفاوت بوده است که از مکانیزم میانگین گیری برای حصول درصدهای نهایی استفاده شده است.
در این تحقیق حدود 5% دانشجویان اساساً تفاوتی میان انجمن اسلامی، جامعه اسلامی یا سایر تشکل های دانشجویی قائل نبوده اند و از تفاوت های آنها اظهار بی اطلاعی کرده اند. در این میان، حدود 7% دانشجویان اساساً تفاوتی میان انجمن با مستقل یا طیف شیراز قائل نبوده و آنها را یکی فرض کرده اند و تصور حدود 4% از دانشجویان مورد بررسی بر این بوده است که انجمن همان "طیف شیراز" است.
با توجه به آمار فوق حدود 16% از گروه مورد بررسی درک دقیقی از اختلافات موجود میان انجمن و مستقل نداشته اند؛ بنا بر این ما تحقیق را در میان حدود 84% باقی مانده ادامه داده ایم. در این میان آمار 4% اعتقاد به طیف شیراز هم خود نشان گر مضمحل شدن این طیف در دانشگاه های اصلی کشور و باقی ماندن تنها نام و تریبونی از آنها در رسانه ها حکایت می کند.
در میان 84% باقی مانده؛ حدود 13% از ماهیت اختلاف میان انجمن و مستقل آگاه بوده و در این بین اصالت را برای مجموعه مستقل در نظر گرفته اند. این عده معتقد به انحراف انجمن از آرمان های اصیل خود و ادامه راه آن توسط مستقل تأکید نموده اند.
از 71% درصد باقی مانده؛ اصالت را به انجمن داده و مستقل را تلاش برای موازی سازی و امحاء انجمن اصیل دانسته اند که البته در این دسته نیز نگرش های مختلف نسبت به انجمن و کارویژه های آن به چشم می خورد اما حول یک موضوع مشترک و آن نااصیل بودن مستقل وحدت نظر داشته اند.
در میان 71% اخیر حدود 32% مستقل را مولود نهادها و دستگاه های خارج از دانشگاه، اعم از نهاد رهبری یا دستگاه های امنیتی- اطلاعاتی پنداشته اند که به منظور کاهش اثرگذاری انجمن در کوتاه مدت و جایگزینی آنها در بلندمدت تغذیه می شوند.
حدود 39% باقی مانده مستقل را عامل نیروهای امنیتی ندانسته و آنها را صرفاً کسانی که از آنها سوء استفاده می گردد و اساساً توان جریان سازی ندارند یا طفیلی سایر تشکل های راست دانشجویی، به شمار آورده اند.
در میان 71% اخیر حدود 65% مستقل را واقعاً "مستقل" ندانسته اند که علت های اصلی آن را ارتزاق از پول نهادهای دولتی و شبه دولتی و نیز برخورداری از رانت در زمینه های رسانه ای اعم از روزنامه های عمومی و صدا و سیما و خبرگزاری های کشور - عواملی که دیگر گروه های منتقد از آن بی بهره اند- دانسته اند.
در میان 71% اخیر حدود 48% اعضاء مستقل را کاملاً فاقد توانایی های لازم تئوریک و تشکیلاتی و محصولات آنها را کپی برداری از منابع غیر دانسته اند و حدود 23% آنها را با درج گزینه محدود واجد مهارت های فوق دانسته اند.
آمار نظرسنجی فوق در مکان های مختلفی از دانشگاه ها مانند مساجد، تشکل های مختلف و کانون های فرهنگی، هنری و صنفی، و سایر مکان ها مانند سلف و نیز در دانشگاه های مختلف انجام شده است تا با توجه به گسترۀ افراد، نتیجه تحقیقات قابلیت استناد بیشتری داشته باشد.
نتایج نشان می دهد با وجود تمام تلاش های چند سال اخیر که از سوی نهادهای بسیاری نیز با پشتیبانی همراه بوده است و با وجود هماهنگی کامل شرایط در دولت نهم برای جایگزینی انجمن با مستقل و در بهترین حالت حدود 13% دانشجویان این داستان را باور کرده اند. داستانی که بیشتر شبیه هولوکاست دانشجویی است؛ تاریخی مبهم و ناکجا آبادی که فرضاً زمانی به عده ای در دانشگاه ها ظلم شده است و آنان امروز به خود مجوز می دهند تا تلافی آن دردهای فرضی(با فرض اینکه انجام شده باشد!) را از عده ای دیگر بگیرند و با غصب نام و صبغه آنها در شرایطی که زمانی خود مدعای خروج از تحکیم و استقلال از انجمن های اسلامی را داشته اند پرچم مبارزه با فقر، فساد و تبعیض را افراشته نگه دارند؛ طنز دیگری است که تلخای آن نتوانسته شیرینی کام اکثریت آزادی خواه در وحدت و دوستی را از بین ببرد.
اما ما وظیفه دیگری نیز داریم که همانا اطلاع رسانی به آن 16% های است که از ماهیت ناسالم برخی جریانات بی اطلاع هستند و صدالبته در مقابل آگاهی از رویدادها طرف دار حق و حقیقت هستند. مستقلیان حتی نتوانسته اند در ایجاد شبهه در ذهن دانشجویان و ایجاد التقاط نیز موفق باشند.
به امید روزی که تمام غاصبان در پاسخ به نوای حق خواهی، حنیفانه روی آورند و خود را اصلاح کنند.
|
+| نوشته شده توسط
آزاده در چهارشنبه یکم آبان 1387
|